+
نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت 1391ساعت 12:50  توسط حجت زمانی
|
ریموند چندلر یکی از بزرگترین جنایی نویس های دنیا و یکی از مشهورترین نویسندگان مجله نقاب سیاه و مکتب هارد بویلد است.ویژگی اصلی داستان های چندلر این است که برخلاف باقی نویسنده های جنایی پالایش جامعه از جرم و جنایت برایش از گیر افتادن مثلا یک قاتل مهم تر است.این ویژگی در داستان قاتل در باران نیز مشهود است. قاتل در باران یکی از اولین داستان های اوست که از مصالح آن در یکی دو رمان خود نیز استفاده کرده است.داستان عشق و خیانت و قتل و اخاذی و قانون گریزی.
جالب است بدانید ریموند چندلر تا چهل و پنج سالگی داستانی ننوشت و تنها بعد از از دست دادن کار خود مبادرت به این کار کرد و حالا ما گنجینه ای از بهترین داستان ها و رمان های جنایی خوب داریم.
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 11:0  توسط حجت زمانی
|
رمان نسبتا خوبی بود سمفونی پاستورال آندره ژید.خوب نشان داده بود که یک فرد چطور می تواند خلاف آن چیزی که نشان می دهد باشد.که یک انسان حتی به خودش هم می تواند نارو بزند.
+
نوشته شده در جمعه هجدهم فروردین 1391ساعت 21:9  توسط حجت زمانی
|
کتاب (( همه چیز فرو می ریزد)) از چینوآ آچیبه نویسنده نیجریه ای به طور اتفاقی تو یکی از کتابفروشیا پیدا کردم با قیمت ارزون 500 تومن! خوشحال شدم که کتابفروش ارزش این کتاب رو نمی دونه.رمان خوبی بود.رمانی درباره اومدن استعمار انگلیس به شمال نیجریه.آچیبه با همین رمان بود که معروف شد.رمان علاوه بر روایت سرراست و خوبی که داره ، خواننده رو با رسم و رسوم قبایل شمال نیجریه به خوبی آشنا می کنه حتی بیشتر از یه کتابی که تو این زمینه نوشته شده باشه.
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390ساعت 18:46  توسط حجت زمانی
|
برایان کلاف در رزمان خودش مربی بزرگی بود.دربی کانتی را از لیگ دسته دو به لیگ دسته اول( لیگ برتری در کار نبود آن روزها) آورد و آنها را قهرمان انگلیس کرد.فارست را از دسته دوم به دسته اول آورد و نه تنها قهرمان انگلیس که قهرمان اروپا کرد، آن هم دوبار! مردی که سودای مربیگری تیم ملی انگلیس را در سر داشت اما به خاطر انتقادات بی ملاحظه اش از اتحادیه فوتبال انگلیس توی برنامه های تلویزیونی که به عنوان منتقد فوتبال شرکت می کرد هیچ وقت این عوان را به دست نیاورد.یونایتد نفرین شده رمانی درباره ی اوست.درباره ی حضور چهل و چهار روزه اش توی لیدزیونایتد.دیوید پیس نویسنده ی رمان زندگی کلاف را در مقطعی می نگرد که بدترین دوره ی زندگی اوست. لیدز را که قهرمان انگلیس است تحویل می گیرد اما تقریبا همه ی بازیهایش را می بازد.برای این که از هیچ تیمی اندازه ی لیدز و از هیچ کسی به اندازه ی مربی سابق لیدز دان ریوی متنفر نیست.دلل تنفر او آلودن فوتبال توسط دان ریوی و شاگردانش به چیزی خارج از فوتبال بود. به فریب داورها، به خرید داورها.اما کلاف مربی فوتبال پاک بود.او فقط با فوتبال ، قهرمان می شد.اما چرا لیدز را قبول کرد. جو.اب ساده است: پیشنهاد دیگری نداشت.پیشنهاد شاه ایران را برای مربیگری تیم ملی ایران نپذیرفته بود.می خواست مربی تیمی اروپایی باشد.می خواست دوباره در جام باشگاه های اروپا باشد.رمان با فلاشبکهایی به داستان زندگی کلاف قبل از لیدز یونایتد بر می گرددومربی ای که در بیست و هشت سالگی به خاطر آسیب دیدگی شدید بازی را کنار گذاشت و به ناچار مربی شد.مردی که از هارتلپولز یونایتد در دسته سوم شروع کرد. به دربی کانتی رسید.بعد به برایتون، بعد به لیدز و سرانجام در ناتینگهام فارست آرام گرفت.
کلاف مردی جنجالیست.حرفهایی را می زند که نباید بزند.و همین او منفور همیشه ی اتحادیه ها می کند.مربی ای به قول خودش سوسیالیست که می خواهد بنیان فوتبال ناب را بنا کند.مردی که به همراه دستیار همیشه اش پیتر تیلور به همه چیز رسید جز جام جهانی.مردی که به هیچکس احترام نمی گذاشت جز آدمهایی که واقعا محترم بودند.در طول رمان تنها از بیل شنکلی مربی جاودانه لیورپول و جرج بست کاپیتان بزرگ من یونایتد با احترام حرف می زند.
دیوید پیس با استفاده از تکنیک روایت بریده بریده به خوبی پاشیدن شخصیت کلاف را در کسوت مربیگری لیدز نشان می دهد.به خوبی ما را داخل رمان می کند.دوست داریم وراد رمان شویم، توی نیمکت کنار کلاف بنشینیم و بگوییم: درست میشه آقای کلاف خودتون رو ناراحت نکنید.! و بعد سیگار و جام مشروب را از دست هایش می گرفتیم. او باید فارست را قهرمان اروپا کند.
کلاف در سال 2004 ، یازده سال پس از بازنشستگی درگذشت.دیوید پیس در سال 2005 این رمان را نوشت.رمانی که چندان هم به تاریخ وفادار نیست.مثلا صحنه ای که کلاف با تبر میز و صندلی و کمد دان ریوی مربی سابق لیدز را تکه تکه می کند و از صحنه های حماسی رمان است را یکی از بازیکنان آن دوره ی لیدز می گوید که واقعی نیست.
این کتاب را حمیدرضا صدر، جامه شناس، منتقد سینما و کارشناس فوتبال ترجمه و نشر چشمه منتشر کرده است.
+
نوشته شده در جمعه یکم مهر 1390ساعت 13:45  توسط حجت زمانی
|
معمای کلاه فروش مجموعه چار داستان پلیسی برنده جایزه الری کویین است که شهریار وقفی پور ترجمه و نشر چشمه چاپش کرده است.نویسندگان بزرگ دنیای رمان پلیسی؛ ژرژ سیمونو، اریک امبلر،دارثی سایرز و فردریک بروان توی این کتاب کنار هم نشسته اند تا ما را ببرند به دنیای معماها.ترجمه ی کتاب هم انصافا خوب است. داستان اولش خوشا به حال افتادگان شنان می دهد که قرار نیست همیشه کارآگاه های مشهور قاتل ها را به دام بیاندازند.برای ورود به دنیای ژرژ سیمونو و آن چند پلیسی نویس دیگر ، چه کتابی بهتر از این! بخوانیدش!
+
نوشته شده در جمعه یکم مهر 1390ساعت 13:23  توسط حجت زمانی
|