برایان کلاف در رزمان خودش مربی بزرگی بود.دربی کانتی را از لیگ دسته دو به لیگ دسته اول( لیگ برتری در کار نبود آن روزها) آورد و آنها را قهرمان انگلیس کرد.فارست را از دسته دوم به دسته اول آورد و نه تنها قهرمان انگلیس که قهرمان اروپا کرد، آن هم دوبار! مردی که سودای مربیگری تیم ملی انگلیس را در سر داشت اما به خاطر انتقادات بی ملاحظه اش از اتحادیه فوتبال انگلیس توی برنامه های تلویزیونی که به عنوان منتقد فوتبال شرکت می کرد هیچ وقت این عوان را به دست نیاورد.یونایتد نفرین شده رمانی درباره ی اوست.درباره ی حضور چهل و چهار روزه اش توی لیدزیونایتد.دیوید پیس نویسنده ی رمان زندگی کلاف را در مقطعی می نگرد که بدترین دوره ی زندگی اوست. لیدز را که قهرمان انگلیس است تحویل می گیرد اما تقریبا همه ی بازیهایش را می بازد.برای این که از هیچ تیمی اندازه ی لیدز و از هیچ کسی به اندازه ی مربی سابق لیدز دان ریوی متنفر نیست.دلل تنفر او آلودن فوتبال توسط دان ریوی و شاگردانش به چیزی خارج از فوتبال بود. به فریب داورها، به خرید داورها.اما کلاف مربی فوتبال پاک بود.او فقط با فوتبال ، قهرمان می شد.اما چرا لیدز را قبول کرد. جو.اب ساده است: پیشنهاد دیگری نداشت.پیشنهاد شاه ایران را برای مربیگری تیم ملی ایران نپذیرفته بود.می خواست مربی تیمی اروپایی باشد.می خواست دوباره در جام باشگاه های اروپا باشد.رمان با فلاشبکهایی به داستان زندگی کلاف قبل از لیدز یونایتد بر می گرددومربی ای که در بیست و هشت سالگی به خاطر آسیب دیدگی شدید بازی را کنار گذاشت و به ناچار مربی شد.مردی که از هارتلپولز یونایتد در دسته سوم شروع کرد. به دربی کانتی رسید.بعد به برایتون، بعد به لیدز و سرانجام در ناتینگهام فارست آرام گرفت.
کلاف مردی جنجالیست.حرفهایی را می زند که نباید بزند.و همین او منفور همیشه ی اتحادیه ها می کند.مربی ای به قول خودش سوسیالیست که می خواهد بنیان فوتبال ناب را بنا کند.مردی که به همراه دستیار همیشه اش پیتر تیلور به همه چیز رسید جز جام جهانی.مردی که به هیچکس احترام نمی گذاشت جز آدمهایی که واقعا محترم بودند.در طول رمان تنها از بیل شنکلی مربی جاودانه لیورپول و جرج بست کاپیتان بزرگ من یونایتد با احترام حرف می زند.
دیوید پیس با استفاده از تکنیک روایت بریده بریده به خوبی پاشیدن شخصیت کلاف را در کسوت مربیگری لیدز نشان می دهد.به خوبی ما را داخل رمان می کند.دوست داریم وراد رمان شویم، توی نیمکت کنار کلاف بنشینیم و بگوییم: درست میشه آقای کلاف خودتون رو ناراحت نکنید.! و بعد سیگار و جام مشروب را از دست هایش می گرفتیم. او باید فارست را قهرمان اروپا کند.
کلاف در سال 2004 ، یازده سال پس از بازنشستگی درگذشت.دیوید پیس در سال 2005 این رمان را نوشت.رمانی که چندان هم به تاریخ وفادار نیست.مثلا صحنه ای که کلاف با تبر میز و صندلی و کمد دان ریوی مربی سابق لیدز را تکه تکه می کند و از صحنه های حماسی رمان است را یکی از بازیکنان آن دوره ی لیدز می گوید که واقعی نیست.
این کتاب را حمیدرضا صدر، جامه شناس، منتقد سینما و کارشناس فوتبال ترجمه و نشر چشمه منتشر کرده است.
+
نوشته شده در جمعه یکم مهر 1390ساعت 13:45  توسط حجت زمانی
|